.دنياي ما مانند آينه اي مقابل ماست،در آن بنگر و لبخند را به زندگي ات هديه كن -----

سرود "ای ایران"


زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، «
حسین گل گلاب» تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد.
او مشاهده می کند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی «
روح الله خالقی» (موسیقی دان) می رود و شروع به گریه می کند.
«
غلامحسین بنان» می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید:
«کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند!» سپس کاغذ و قلم را بر می دارد و با همان حال، می سراید:
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه ی هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم...

همانجا، خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته، تصنیف «ای ایران» در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود.




 

ديكتاتور

از گوبلز(دستيار هيتلر) مي پرسند:چرا با آمريكا مي جنگيد؟ مي گويد:«براي آن كه پنج ميليون نفر ژرمني را در آمريكا آزاد كنيم.»

مي پرسند:چرا اقليّت آواره ي يهودي را مي سوزانيد؟

مي گويد:«چون خون سامي پليد است وبه علت انحطاط ،خون زاينده و شرف زاي ژرمني را مي آلايد.»

چرا خود ژرمني ها را هم مي كشيد؟«چون كه حقيقت ايجاب مي كند.»

حقيقت چيست؟«آن چه مصلحت ملت آلمان ايجاب مي كند.»

ملاك تشخيص مصلحت ملت آلمان چيست؟

«يك كلمه :شخص پيشوا»(هيتلر)


قدبلندها خوشحال‌ترند؟!

مردانی که با بدترین کلمات زندگی خود را توصیف می کنند، هشت دهم اینچ از میانگین قد مردان کوتاه تر هستند و زنانی هم که نظر خوبی به زندگیشان ندارند حدود نیم اینچ از میانگین قد زنان کوتاه تر هستند.
به گفته محققان، افراد قد بلند نسبت به کوتاه قدها زندگی شادتری برای خود می سازند.
به گزارش ایسنا، محققان دانشگاه پرینکتون در نیوجرسی آمریکا می گویند افراد قد بلند به زندگی نگاه مثبت تری دارند و خود را به عنوان انسان های شاد می شناسند و از مشکلات و درد های جسمانی کمتر گله و شکایت می کنند.
مردانی که با بدترین کلمات زندگی خود را توصیف می کنند، هشت دهم اینچ از میانگین قد مردان کوتاه تر هستند و زنانی هم که نظر خوبی به زندگیشان ندارند حدود نیم اینچ از میانگین قد زنان کوتاه تر هستند.
این تحقیق نشان می دهد مردانی که دوره دبیرستان را به پایان نرسانده اند به طور میانگین نیم اینچ از میانگین قد افرادی که این دوره را گذرانده اند کوتاه تر و یک اینچ از کسانی که دوره کالج خود را به پایان رسانده اند، کوتاه ترند. محققان می گویند هنوز ارتباط بین قد و تحصیلات را در زنان پیدا نکرده اند.
محققان میانگین قد استاندارد زنان و مردان را اعلام نکرده اند اما دانشنامه ویکیپپدیا میانگین قد مردان آمریکایی را 5 فوت و 4/9 اینچ و زنان را 5 فوت و 8/3 اینچ اعلام کرده است.

عادت هاي خوابيدن و رابطه آن با مرگ !!

نتایج دو پژوهش جدید حاکی از آن است که بهره گرفتن از خواب کافی ممکن است از ابتلا به دیابت جلوگیری کرده و مرگ را به تاخیر بیاندازد.


محققان توصیه می کنند افراد باید به طور منظم از 7 تا 8 ساعت خواب شبانه برخوردار شوند. در این جا نگاهی گذرا به پژوهش هایی انداخته شده است که در آخرین شماره ژورنال خواب منتشر شده اند.


خواب و میزان مرگ و میر


نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که میزان مرگ و میر در افرادی که بسیار زیاد یا بسیار کم می خوابیدند افزایش می یافت. این پژوهش در برگیرنده 10300 نفر از کارمندان بریتانیایی بود که به مدت 12 تا 17 سال مورد پیگیری و ارزیابی قرار گرفتند. کارمندان در آغاز و میانه آزمایش مورد بررسی قرار گرفته و پرسش نامه عمومی در مورد سلامت خویش را که شامل تعدادساعت های معمول خواب شبانه نیز بود تکمیل کردند. در طول این پژوهش میزان مرگ و میر برای گروه های زیر بیشتر بود:



· افرادی که به طور مداوم کمتر از5 ساعت از خواب شبانه بهره می بردند.


· افرادی که به طور پیوسته بیشتر از 9 ساعت در شب می خوابیدند.


· افرادی که در ابتدا از 6 تا 8 ساعت خواب بهره برده و سپس تعداد ساعت های خواب شبانه خود را کاهش دادند.


· افرادی که در ابتدا 7 تا 8 ساعت می خوابیدند ولی پس از آن ساعات بیشتری را به خواب شبانه اختصاص دادند.



عواملی هم چون سن، سیگار کشیدن و BMI ( ایندکس توده بدنی که با قد و وزن افراد مرتبط است) تاثیری بر روی نتایج آزمایش نداشت. محققان بیان می کنند:« یافته های ما حاکی از آن است که به منظور جلوگیری از مرگ و میر زودرس بهره گیری از 7 یا 8 ساعت خواب شبانه بهترین حالت ممکن برای سلامت فرد است.»


خواب و دیابت


پژوهش دوم نشان می دهد زیاد خوابیدن یا کم خوابیدن احتمالاً باعث ایجاد دیابت می شود. داده های این آزمایش در نتیجه بررسی تقریباً 9000 فرد بزرگسال در ایالات متحده آمریکا به دست آمده است. در آغاز این پژوهش هیچ یک از شرکت کنندگان به بیماری دیابت مبتلا نبودند ولی با گذشت 10 سال، 430 نفر آن ها به بیماری دیابت مبتلا شدند.



ابتلا به دیابت در میان افرادی گزارش شد که در شب کمتر از 5 ساعت یا بیشتر از 9 ساعت می خوابیدند. خوابیدن بیشتر از 9 ساعت یا کمتر از 5 ساعت نسبت به 7 ساعت خواب شبانه، میزان ابتلا به دیابت را تا حدود 50 درصد افزایش می داد.



این الگوها از سایر عوامل خطرساز ابتلا به دیابت تاثیر نمی پذیرفتند. کم خوابیدن ممکن است مانع از عملکرد بدن در اداره گلوکز شود و زیاد خوابیدن نیز ممکن است یکی از نشانه های دیگر مشکلات سلامتی باشد.



بر اساس نظر محققان هر دوی این پژوهش ها بر مبنای مشاهده فرد آزمایش شونده قرار داشته و به اثبات دلایل و تاثیرات ایجاد شده نمی پردازند. محققان می گویند آن ها فاکتورهای زیادی را مورد ارزیابی قرار دادند اما همیشه این احتمال وجود دارد که یک سری فاکتورهای تاثیرگذار نادیده گرفته شوند.

حکایت شیطان و مرد نمازگزار


مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباس هایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباس هایش را عوض کرده و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجددا زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
یک بار دیگر لباس هایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: «من دی
دم شما در راه به مسجد 2 بار به زمین افتادید، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.» مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ به دست درخواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجددا همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد: «من شیطان هستم.» مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد، که شیطان در ادامه برایش توضیح داد: «من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهتان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.
من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. بخاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را نیز بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه ممکن است خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنابراین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم!»

 

اندیشه نیک

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا ! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در  دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش  روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به
یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'
هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را  دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

نصايح زرتشت به پسرش

- آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسيده است رنج و اندوه مبر.
- قبل از جواب دادن فکر کن. هيچکس را تمسخر مکن.
- نه به راست و نه به دروغ قسم مخور. به شرر و دشمني کسي راضي مشو.
- تا حدي که مي تواني، از مال خود داد و دهش نما.
- کسي را فريب مده تا دردمند نشوي. از هرکس و هرچيز مطمئن مباش.
- فرمان خوب ده تا بهره خوب يابي. بي گناه باش تا بيم نداشته باشي.
- سپاس دار باش تا لايق نيکي باشي. با مردم يگانه باش تا محرم و مشهور شوي.
- راستگو باش تا استقامت داشته باشي. متواضع باش تا دوست بسيار داشته باشي.
- دوست بسيار داشته باش تا معروف باشي. معروف باش تا زندگاني به نيکي گذراني.
- دوستدار دين باش تا پاک و راست گردي. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتي شوي.
- سخي و جوانمرد باش تا آسماني باشي.
- روح خود را به خشم و کين آلوده مساز و هرگز ترشرو و بدخو مباش.
- در انجمن نزد مرد نادان منشين که تو را نادان ندانند.
- اگر خواهي از کسي دشنام نشنوي کسي را دشنام مده.
- دورو و سخن چين مباش و نزديک دروغگو منشين. چالاک باش تا هوشيار باشي.
- سحرخيز باش تا کار خود را به نيکي به انجام رساني.
- با هيچکس و هيچ آييني پيمان شکني مکن که به تو آسيب نرسد.
- مغرور و خودپسند مباش، زيرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالي شود چيزي باقي نمي ماند.

چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت چهارم قرار بگيرد؟

مراحل زير را به ترتيب انجام دهيد. تا معجزه اي شگفت انگيز را متوجه شويد. (اين مطلب برگرفته از اساطير چيني است.)
1 - ابتدا کف دو دستتان را روبروي هم قرار دهيد و دو انگشت مياني دست هاي چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانيد.
2- چهار انگشت باقي مانده را از نوک آنها به هم متصل کنيد.
3- به اين ترتيب تمامي پنج انگشت به قرينه شان در دست ديگر متصل هستند.
4 -سعي کنيد انگشتان شست را از هم جدا کنيد. انگشت شست نمايانگر والدين است. انگشت هاي شست مي توانند از هم جدا شوند زيرا تمام انسان ها روزي مي ميرند. به اين صورت والدين ما روزي ما را ترک خواهند کرد.
5- لطفا مجددا انگشت هاي شست را به هم متصل کنيد. سپس سعي کنيد انگشت هاي دوم را از هم جدا نماييد. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمايانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم براي خودشان همسر و فرزنداني دارند. اين هم دليلي است که آنها ما را ترک کنند.
6- اکنون انگشت هاي اشاره را روي هم بگذاريد و انگشت هاي کوچک را از هم جدا کنيد. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دير يا زود آنها ما را ترک مي کنند تا به دنبال زندگي خودشان بروند.
7 - انگشت هاي کوچک را هم به روي هم بگذاريد. سعي کنيد انگشت هاي چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار مي دهيم) را از هم باز کنيد. احتمالا متعجب خواهيد شد که مي بينيد به هيچ عنوان نمي توانيد آنها را از هم باز کنيد. به اين دليل که آنها نماد زن و شوهري هستند که براي تمام عمر به هم متصل باقي مي مانند. عشق هاي واقعي هميشه و همه جا به هم متصل باقي مي‌مانند.
- شست نماد والدين است.
- انگشت دوم نماد خواهر و برادر است.
- انگشت وسط نماد خود شما است.
- انگشت چهارم نماد همسر شما است.
- انگشت آخر نماد فرزندان شما است.
Image Hosted by ImgSpace.org

مشهورترين بخش منشور كوروش

منم كورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهار گوشه جهان، پسر كمبوجيه، شاه بزرگ... نوه كورش شاه بزرگ... نبيره چيش پيش، شاه بزرگ...
آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گام هاى مرا با شادمانى پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهريارى نشستم، مردوك خداى بزرگ دل هاى پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامى داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامى وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزارى به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. وضع داخلى بابل و جايگاه هاى مقدس اش قلب مرا تكان داد... من براى صلح كوشيدم.
من برده دارى را برانداختم، به بدبختى آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداى خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچ كس اهالى شهر را از هستى ساقط نكند.
مردوك خداى بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانى اش را ارزانى داشت. ما همگى شادمانه و در صلح و آشتى مقام بلندش را ستوديم...
من همه شهرهايى را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايى كه بسته شده بودند را بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاه ها را به جاهاى خود بازگرداندم.
همه مردمانى كه پراكنده و آواره شده بودند را به جايگاه هاى خود برگرداندم و خانه هاى ويران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگى فرا خواندم. همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خداى بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودى مردوك خداى بزرگ و به شادى و خرمى به نيايشگاه هاى خودشان بازگرداندم. باشد دل ها شاد گردد.بشود، خدايانى كه آنان را به جايگاه هاى مقدس نخستين شان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خداى بزرگ برايم زندگانى بلند خواستار باشند. بشود كه سخنان پربركت و نيكخواهانه برايم بيابند. بشود كه آنان به خداى من مردوك بگويند: «به كورش شاه، پادشاهى كه تو را گرامى مى دارد و پسرش كمبوجيه، جايگاهى در «سراى سپند» ارزانى دار.»
من براى همه مردم جامعه اى آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامى مردم اعطا كردم.

معني اسامي کشورها

در اينجا معني نام کشورهاي جهان به ترتيب حروف الفبا آمده و زباني که ريشه اين نام در اصل از آن گرفته شده در ميان پرانتز يا کمانک آورده شده است.
آذربايجان: آتورپاتکان نگهدار آتش است(فارسي دري)
آرژانتين: سرزمين نقره(اسپانيايي)
آفريقاي جنوبي: سرزمين بدون سرما (آفتاب) جنوبي(لاتين،يوناني)
آفريقاي مرکزي: سرزمين بدون سرما(آفتاب)مرکزي(لاتين،يوناني)
آلباني: سرزمين کوهنشينان
آلمان: سرزمين همه مردان يا قوم ژرمن(فرانسوي - ژرمني)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروايان محلي بود
اتريش: شاهنشاهي شرق(ژرمني)
اتيوپي: سرزمين چهره سوختگان(يوناني)
ارمنستان: سرزمين فرزندان ارمن،نام نبيره نوح(ع)(فارسي دري)
ازبکستان: سرزمين خودسالارها(سغدي، ترکي، فارسي دري)
اسپانيا: سرزمين خرگوش کوهي(فنيقي)
استراليا: سرزمين جنوبي( لاتين)
استوني: راه شرقي(ژرمني)
اسرائيل: جنگيده با خدا(عبري)
اسکاتلند: سرزمين اسکات ها البته در لاتين قوم گائل را گويند.(لاتين)
افغانستان: سرزمين قوم افغان( فارسيدري)
اکوادور: خط استوا(اسپانيايي)
الجزاير: جزيره ها(عربي)
السالوادور: رهايي بخش مقدس(اسپانيايي)
امارات متحده عربي: شاهزاده نشين هاي يکپارچه عربي(عربي)
اندونزي: مجمع الجزاير هند(فرانسوي)
انگليس: سرزمين قوم آنگل(ژرمني)
اوروگوئه: شرقي
اوکراين: منطقه مرزي(اسلاوي)
ايالات متحده امريکا: از نام آمريگو وسپوچي دريانورد ايتاليايي
ايتاليا: شايد به معني ايزد گوساله(يوناني)
ايران: سرزمين نجيب زادگان(آرياييان)(فارسي دري)
ايرلند: سرزمين قوم اير(شايد هم معني با آريا)(انگليسي)
ايسلند: سرزمين يخ(ايسلندي)
بحرين: دو دريا(عربي)
برزيل: چوب قرمز
بريتانيا: سرزمين نقاشي شدگان(لاتين)
بلژيک: سرزمين قوم بلژ(از اقوام سلتي)، واژه بلژ احتمالا معني زهدان و کيسه مي داده است.
بنگلادش: ملت بنگال(بنگلادشي)
بورکينافاسو: سرزمين مردم درستکار(از زبان هاي موره - ديولا)
بوليوي: از نام سيمون بوليوار مبارز رهايي بخش آمريکاي لاتين
پاراگوئه: اين سوي رودخانه
پاکستان: سرزمين پاکان
پاناما: جاي پر از ماهي( کوئوا)
پرتغال: بندر قوم گال(از اقوام سلتي)(لاتين)
پورتوريکو: بندر ثروتمند(اسپانيايي)
تانزانيا: اين نام از هم آميزي تانگانيگا(سرزمين درياچه تانگا)و زنگبار به دست آمده است.
تايلند: سرزمين قوم تاي
ترکمنستان: سرزمين ترک مانندها
ترکيه: سرزمين قوي ها(ترکي با پسوند عربي)
جامائيکا: سرزمين بهاران
چاد: درياچه( بورنو)
چين: سرزمين مرکزي(چيني)
دانمارک: مرز قوم «دان»
دومينيکن: کشور دومينيک مقدس(اسپانيايي)
روسيه: کشور روشن ها، سپيدان(شايد از ريشه سکايي«راوش»)
روسيه سفيد(بلاروس): درخشنده(روس)سفيد(روسي)
روماني: سرزمين رومي ها
ژاپن: سرزمين خورشيد تابان(ژاپني)
ساحل عاج: ساحل عاج
سريلانکا: جزيره باشکوه(سانسکريت)
سليمان جزاير: از نام حضرت سليمان
سوئد: سرزمين قوم «سوي»
سوازيلند: سرزمين قوم سوازي
سوئيس: سرزمين مرداب
سودان: سياهان(عربي)
سوريه: سرزمين آشور(سامي)
سيرالئون: کوه شير
شيلي: پايان خشکي- برف(از زبان بومي آنجا)
صحرا: بيابان(عربي)
صربستان: سرزمين قوم صرب(يوگسلاوي: سرزمين اسلاوهاي جنوب)
عراق: شايد ازايراک به معناي ايران کوچک(فارسي)
عربستان سعودي: سرزمين بيابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معني گذرنده و بيابانگرد است. سعود يعني خوشبخت.
فرانسه: سرزمين قوم فرانک(از اقوام سلتي)
فنلاند: سرزمين قوم «فن»
فيليپين: از نام پادشاهي اسپانيايي به نام فيليپ
قرقيزستان: سرزمين چهل قبيله(قرقيزي)
قزاقستان: سرزمين کوچگران(قزاقي)
قطر: شايد به معناي باراني(عربي)
کاستاريکا: ساحل غني(اسپانيايي)
کانادا: دهکده(زبان سرخپوستي«ايروکوئي»)
کلمبيا: سرزمين کلمب(کريستف کلمب)(اسپانيايي)
کنيا: کوه سپيدي(زبان کيکويو)
کويت: د ژ کوچک(هندي-عربي)
گرجستان: سرزمين کشاورزان(يوناني)
لبنان: سفيد(عبري)
لهستان: سرزمين قوم «له»
ليبريا: سرزمين آزادي
مجارستان: سرزمين قوم مجار(مجاري)
مصر: شهر - آبادي
مقدونيه: سرزمين کوه نشين ها، بلندنشين ها(يوناني)
مکزيک: اسپانياي جديد(اسپانيايي)
موريتاني: سرزمين قوم مور(لاتين)
ميکرونزي: مجمع الجزاير کوچک(فرانسوي)
نرو ژ: راه شمال
نيجر: سياه(لاتين)
نيجريه: سرزمين سياه(لاتين)
واتيکان: گرفته شده از نام تپه اي به نام واتيکان(اتروسکي)
ونزوئلا: ونيز کوچک
ويتنام: اقوام «ويت» جنوبي(ويتنامي)
ويلز: بيگانگان(ژرمني)
هلند: سرزمين چوب(آلماني)
هند: پر آب(فارسي باستان)
هندوراس: ژرفناها(اسپانيايي)
يمن: خوشبخت
يونان: سرزمين قوم «يون»

آينه
2009, RADEN

Member Of www.40sotoon.net