عمومي

  • چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت چهارم قرار بگيرد؟

    مراحل زير را به ترتيب انجام دهيد. تا معجزه اي شگفت انگيز را متوجه شويد. (اين مطلب برگرفته از اساطير چيني است.)

    1 - ابتدا کف دو دستتان را روبروي هم قرار دهيد و دو انگشت مياني دست هاي چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانيد.
    2- چهار انگشت باقي مانده را از نوک آنها به هم متصل کنيد.
    3- به اين ترتيب تمامي پنج انگشت به قرينه شان در دست ديگر متصل هستند.
    4 -سعي کنيد انگشتان شست را از هم جدا کنيد. انگشت شست نمايانگر والدين است. انگشت هاي شست مي توانند از هم جدا شوند زيرا تمام انسان ها روزي مي ميرند. به اين صورت والدين ما روزي ما را ترک خواهند کرد.
    5- لطفا مجددا انگشت هاي شست را به هم متصل کنيد. سپس سعي کنيد انگشت هاي دوم را از هم جدا نماييد. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمايانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم براي خودشان همسر و فرزنداني دارند. اين هم دليلي است که آنها ما را ترک کنند.
    6- اکنون انگشت هاي اشاره را روي هم بگذاريد و انگشت هاي کوچک را از هم جدا کنيد. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دير يا زود آنها ما را ترک مي کنند تا به دنبال زندگي خودشان بروند.
    7 - انگشت هاي کوچک را هم به روي هم بگذاريد. سعي کنيد انگشت هاي چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار مي دهيم) را از هم باز کنيد. احتمالا متعجب خواهيد شد که مي بينيد به هيچ عنوان نمي توانيد آنها را از هم باز کنيد. به اين دليل که آنها نماد زن و شوهري هستند که براي تمام عمر به هم متصل باقي مي مانند. عشق هاي واقعي هميشه و همه جا به هم متصل باقي مي‌مانند.

    - شست نماد والدين است.
    - انگشت دوم نماد خواهر و برادر است.
    - انگشت وسط نماد خود شما است.
    - انگشت چهارم نماد همسر شما است.
    - انگشت آخر نماد فرزندان شما است.

    Image Hosted by ImgSpace.org

  • مشهورترين بخش منشور كوروش

    منم كورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهار گوشه جهان، پسر كمبوجيه، شاه بزرگ... نوه كورش شاه بزرگ... نبيره چيش پيش، شاه بزرگ...
    آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گام هاى مرا با شادمانى پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهريارى نشستم، مردوك خداى بزرگ دل هاى پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامى داشتم.
    ارتش بزرگ من به صلح و آرامى وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزارى به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. وضع داخلى بابل و جايگاه هاى مقدس اش قلب مرا تكان داد... من براى صلح كوشيدم.
    من برده دارى را برانداختم، به بدبختى آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداى خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچ كس اهالى شهر را از هستى ساقط نكند.
    مردوك خداى بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانى اش را ارزانى داشت. ما همگى شادمانه و در صلح و آشتى مقام بلندش را ستوديم...
    من همه شهرهايى را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايى كه بسته شده بودند را بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاه ها را به جاهاى خود بازگرداندم.
    همه مردمانى كه پراكنده و آواره شده بودند را به جايگاه هاى خود برگرداندم و خانه هاى ويران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگى فرا خواندم. همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خداى بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودى مردوك خداى بزرگ و به شادى و خرمى به نيايشگاه هاى خودشان بازگرداندم. باشد دل ها شاد گردد.بشود، خدايانى كه آنان را به جايگاه هاى مقدس نخستين شان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خداى بزرگ برايم زندگانى بلند خواستار باشند. بشود كه سخنان پربركت و نيكخواهانه برايم بيابند. بشود كه آنان به خداى من مردوك بگويند: «به كورش شاه، پادشاهى كه تو را گرامى مى دارد و پسرش كمبوجيه، جايگاهى در «سراى سپند» ارزانى دار.»
    من براى همه مردم جامعه اى آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامى مردم اعطا كردم.

  • معني اسامي کشورها

    در اينجا معني نام کشورهاي جهان به ترتيب حروف الفبا آمده و زباني که ريشه اين نام در اصل از آن گرفته شده در ميان پرانتز يا کمانک آورده شده است.

    آذربايجان: آتورپاتکان نگهدار آتش است(فارسي دري)
    آرژانتين: سرزمين نقره(اسپانيايي)
    آفريقاي جنوبي: سرزمين بدون سرما (آفتاب) جنوبي(لاتين،يوناني)
    آفريقاي مرکزي: سرزمين بدون سرما(آفتاب)مرکزي(لاتين،يوناني)
    آلباني: سرزمين کوهنشينان
    آلمان: سرزمين همه مردان يا قوم ژرمن(فرانسوي - ژرمني)
    آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروايان محلي بود
    اتريش: شاهنشاهي شرق(ژرمني)
    اتيوپي: سرزمين چهره سوختگان(يوناني)
    ارمنستان: سرزمين فرزندان ارمن،نام نبيره نوح(ع)(فارسي دري)
    ازبکستان: سرزمين خودسالارها(سغدي، ترکي، فارسي دري)
    اسپانيا: سرزمين خرگوش کوهي(فنيقي)
    استراليا: سرزمين جنوبي( لاتين)
    استوني: راه شرقي(ژرمني)
    اسرائيل: جنگيده با خدا(عبري)
    اسکاتلند: سرزمين اسکات ها البته در لاتين قوم گائل را گويند.(لاتين)
    افغانستان: سرزمين قوم افغان( فارسيدري)
    اکوادور: خط استوا(اسپانيايي)
    الجزاير: جزيره ها(عربي)
    السالوادور: رهايي بخش مقدس(اسپانيايي)
    امارات متحده عربي: شاهزاده نشين هاي يکپارچه عربي(عربي)
    اندونزي: مجمع الجزاير هند(فرانسوي)
    انگليس: سرزمين قوم آنگل(ژرمني)
    اوروگوئه: شرقي
    اوکراين: منطقه مرزي(اسلاوي)
    ايالات متحده امريکا: از نام آمريگو وسپوچي دريانورد ايتاليايي
    ايتاليا: شايد به معني ايزد گوساله(يوناني)
    ايران: سرزمين نجيب زادگان(آرياييان)(فارسي دري)
    ايرلند: سرزمين قوم اير(شايد هم معني با آريا)(انگليسي)
    ايسلند: سرزمين يخ(ايسلندي)
    بحرين: دو دريا(عربي)
    برزيل: چوب قرمز
    بريتانيا: سرزمين نقاشي شدگان(لاتين)
    بلژيک: سرزمين قوم بلژ(از اقوام سلتي)، واژه بلژ احتمالا معني زهدان و کيسه مي داده است.
    بنگلادش: ملت بنگال(بنگلادشي)
    بورکينافاسو: سرزمين مردم درستکار(از زبان هاي موره - ديولا)
    بوليوي: از نام سيمون بوليوار مبارز رهايي بخش آمريکاي لاتين
    پاراگوئه: اين سوي رودخانه
    پاکستان: سرزمين پاکان
    پاناما: جاي پر از ماهي( کوئوا)
    پرتغال: بندر قوم گال(از اقوام سلتي)(لاتين)
    پورتوريکو: بندر ثروتمند(اسپانيايي)
    تانزانيا: اين نام از هم آميزي تانگانيگا(سرزمين درياچه تانگا)و زنگبار به دست آمده است.
    تايلند: سرزمين قوم تاي
    ترکمنستان: سرزمين ترک مانندها
    ترکيه: سرزمين قوي ها(ترکي با پسوند عربي)
    جامائيکا: سرزمين بهاران
    چاد: درياچه( بورنو)
    چين: سرزمين مرکزي(چيني)
    دانمارک: مرز قوم «دان»
    دومينيکن: کشور دومينيک مقدس(اسپانيايي)
    روسيه: کشور روشن ها، سپيدان(شايد از ريشه سکايي«راوش»)
    روسيه سفيد(بلاروس): درخشنده(روس)سفيد(روسي)
    روماني: سرزمين رومي ها
    ژاپن: سرزمين خورشيد تابان(ژاپني)
    ساحل عاج: ساحل عاج
    سريلانکا: جزيره باشکوه(سانسکريت)
    سليمان جزاير: از نام حضرت سليمان
    سوئد: سرزمين قوم «سوي»
    سوازيلند: سرزمين قوم سوازي
    سوئيس: سرزمين مرداب
    سودان: سياهان(عربي)
    سوريه: سرزمين آشور(سامي)
    سيرالئون: کوه شير
    شيلي: پايان خشکي- برف(از زبان بومي آنجا)
    صحرا: بيابان(عربي)
    صربستان: سرزمين قوم صرب(يوگسلاوي: سرزمين اسلاوهاي جنوب)
    عراق: شايد ازايراک به معناي ايران کوچک(فارسي)
    عربستان سعودي: سرزمين بيابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معني گذرنده و بيابانگرد است. سعود يعني خوشبخت.
    فرانسه: سرزمين قوم فرانک(از اقوام سلتي)
    فنلاند: سرزمين قوم «فن»
    فيليپين: از نام پادشاهي اسپانيايي به نام فيليپ
    قرقيزستان: سرزمين چهل قبيله(قرقيزي)
    قزاقستان: سرزمين کوچگران(قزاقي)
    قطر: شايد به معناي باراني(عربي)
    کاستاريکا: ساحل غني(اسپانيايي)
    کانادا: دهکده(زبان سرخپوستي«ايروکوئي»)
    کلمبيا: سرزمين کلمب(کريستف کلمب)(اسپانيايي)
    کنيا: کوه سپيدي(زبان کيکويو)
    کويت: د ژ کوچک(هندي-عربي)
    گرجستان: سرزمين کشاورزان(يوناني)
    لبنان: سفيد(عبري)
    لهستان: سرزمين قوم «له»
    ليبريا: سرزمين آزادي
    مجارستان: سرزمين قوم مجار(مجاري)
    مصر: شهر - آبادي
    مقدونيه: سرزمين کوه نشين ها، بلندنشين ها(يوناني)
    مکزيک: اسپانياي جديد(اسپانيايي)
    موريتاني: سرزمين قوم مور(لاتين)
    ميکرونزي: مجمع الجزاير کوچک(فرانسوي)
    نرو ژ: راه شمال
    نيجر: سياه(لاتين)
    نيجريه: سرزمين سياه(لاتين)
    واتيکان: گرفته شده از نام تپه اي به نام واتيکان(اتروسکي)
    ونزوئلا: ونيز کوچک
    ويتنام: اقوام «ويت» جنوبي(ويتنامي)
    ويلز: بيگانگان(ژرمني)
    هلند: سرزمين چوب(آلماني)
    هند: پر آب(فارسي باستان)
    هندوراس: ژرفناها(اسپانيايي)
    يمن: خوشبخت
    يونان: سرزمين قوم «يون»

  • نکاتي درباره خنده

    1) خنده هيچ هزينه اي ندارد. 
    2) خنده پيامي زيبا دارد و آن اين است: به سوي من بيائيد.
    3) خنده خنده مي آورد و مسري است.
    4) خنده در هيچ حيواني ديده نمي شود و مختص آدمي است.
    5) خنده نقش درماني دارد، آنقدر که در بيمارستانهاي امروز اتاق خنده طراحي شده است.
    6) خنده در هر شرايطي امکان پذير بوده و قابل دسترسي است.
    7) خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر صفحه،طنزي، هر درباري،دلقکي و هر شبکه تلويزيوني، فيلم کمدي دارد.
    8) خنده محبوبيت، و جذابيت ايجاد مي کند.
    9) خنده قدرت يادگيري را افزايش مي دهد. نقش خنده در کلاسهاي درسي و آموزشي فوق العاده است.
    10) خنده شادي مي آورد همانطور که شادي خنده مي آورد.
    11) خنده نشانه رضايت از وضعيت موجود است.
    12) خنده نوعي تخليه رواني بوده، تنش ها و احساسات سرکوب شده را رها مي سازد.
    13) خنده انعطاف پذيري را زياد مي کند. هم در رفتار و هم در عضلات.
    14) خنده سبب مي شود دوستان بيشتري پيدا کنيم.
    15) خنده نشانه بارز اعتماد به نفس، سلامت روان و احساس امنيت است.
    16) خنده با افزايش سن نسبت عکس دارد. متاسفانه هر چه سن مان زيادتر مي شود کمتر مي خنديم.
    17) خنده چنان است که مقدار آن در اديان، ملت ها و نژادهاي مختلف، متفاوت است.
    18) خنده در بروز ايده هاي نو و خلاق موثر است.
    19) خنده در بهبود روابط انساني بسيار موثر است.
    اثرات جسمي خنده
    1) خنده صورت را زيبا مي سازد.
    2) خنده در طولاني نمودن عمر نقش موثر دارد.
    3) خنده سن فرد را کمتر نشان مي دهد.
    4) خنده زبان مشترک همه جهانيان است.
    5) خنده انبساط عروقي ايجاد مي کند، که در سلامتي موثر است.
    6) خنده گرفتن حمام اکسيژن است.
    7) خنده با بازدم انجام مي شود و اين کار باعث مي گردد co2 از خون خارج شده و احساس مطلوبي ايجاد نمايد.
    8) خنده تعادل ظرفيت هرموني ايجاد مي نمايد.
    9) خنده باعث افزايش هورمون کورتيزول شده، ايمني بدن را در برابر بيماريها زياد مي نمايد.
    10) خنده هورمون سروتونين را نيز افزايش داده احساس سرخوشي ايجاد مي نمايد.
    11) خنده تعداد ضربان قلب را کاهش مي دهد، که در سلامتي موثر است.
    12) خنده به دليل شستن CO2 از خون صورت را شفاف مي کند.
    13) خنده آنقدر مهم است که عکاسان مي گويند: لبخند، لبخند، لطفا لبخند بزنيد.
    14) خنده به دليل انبساط عروقي، ترميم آسيب ديده را تسهيل مي نمايد.
    15) خنده از بيماري زخم معده و اثني عشر جلوگيري مي کند.
    16) خنده کلسترول خون را کاهش مي دهد.
    17) خنده در پيشگيري از سکته قلبي و سکته مغزي بسيار موثر است.
    18) خنده دويدن بي حرکت نام گرفته و به اين دليل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر مي کند.
    19) خنده باعث مي شود که به دندان هايمان بيشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشيم.
    20) خنده زياد، مشکل فيزيولوژي ايجاد نمي کند چرا که خنده زياد باعث ريزش اشک از چشم مي شود و اين نوعي مکانيسم جبراني يا دفاعي است که فشار خون مغزي را کاهش مي دهد.
    21) خنده برخلاف تصور عموم چروک صورت را از بين مي برد ولي اخم، چين وچروک صورت را زياد مي کند.
    22) خنده باعث افزايش ترشح اندرفين مغز مي شود.
    23) خنده تحمل دردهاي جسمي را آسان تر مي سازد.
    24) خنده گرفتگي ها و کرامپ هاي عضلاني را برطرف مي سازد.
    25) خنده باعث رفع خستگي مي شود.

  • آنفلوآنزای خوکی چیست ؟

    آنفلوآنزای خوکی (swine flu) یک بیماری تنفسی و ناشی از ویروس آنفلوآنزایی نوع A است که باعث شیوع آنفلوآنزا در میان خوک‌ها می‌شود.
    ویروس آنفلوآنزای خوکی به طور طبیعی انسان‌ها را آلوده نمی‌کند. اما مواردی از عفونت‌ انسان‌ها با ویروس‌های آنفلوآنزای خوکی و انتشار انسان به انسان آن‌ها گزارش شده است.

    مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌های آمریکا (CDC) می‌گوید از ماه مارس سال 2009 شماری از موارد ابتلای انسانی با گونه جدیدی از ویروس آنفلوآنزای A خوکی به نام H1N1 در مکزیک،‌ و چند ایالت آمریکا از جمله کالیفرنیا و تگزاس گزارش شد.

    به گفته کارشناسان CDC این نوع جدید ویروس قابلیت انتقال انسان به انسان را دارد، اما هنوز روشن نیست که آیا انتقال انسان به انسان این ویروس آنقدر ساده هست،‌ که یک همه‌گیری جهانی (پاندمی) آنفلوآنزا به وجود آید یا نه.

    چنین همه‌گیری جهانی ممکن است به مرگ میلیون‌ها نفر بینجامد، چرا که بدن انسان‌ها ایمنی لازم برای مقابله با این ویروس جدید را ندارد.

    احتمالا انتقال این ویروس از راه سرفه‌ و عطسه افراد آلوده رخ می‌دهد.

    این نوع جدید ویروس آنفلوآنزای خوکی، ترکیبی از ویروس‌های آنفلوآنزای خوکی، آنفلوآنزای انسانی و آنفلوآنزای حاد پرندگان است.

    به نظر می رسد داروهای موجود ضدویروس آنفلوآنزا، تامیفلو و رلنزا، بر این گونه جدید ویروسی موثرند.

    علائم انفلوانزاي خوکي در ميان انسان ها به آنفلوانزاي انساني يعني تب، سرفه، گلودرد، سردرد ، احساس سرما و خستگي شباهت دارد. برخي از افراد نيز پس از مبتلا شدن به اين بيماري دچار اسهال و استفراغ می‌شوند.

    برای پیشگیری از انتقال این ویروس می‌توان این اقدامات را انجام داد:

    بینی و دهان‌تان را هنگام عطسه یا سرفه با دستمال کاغذی بپوشانید. دستمال کاغذی را پس از مصرف دور بیندازد.
    دست‌های‌تان را به خصوص پس از عطسه و سرفه با آب و صابون بشویید. ژل‌های ضدعفونی‌کننده دست که حاوی الکل هستند، نیز موثرند.
    از دست زدن چشم‌ها، بینی یا دهان پرهیز کنید. چرا ویروس‌ها به این طریق از دست آلوده شما به درون بدن‌تان منتقل می‌شود.
    سعی کنید با افراد مبتلا به آنفلوآنزا تماس نزدیک نداشته باشید.

  • ويژگيهاي عجيب آلبرت اينشتين

    1) او با سر بزرگ متولد شد: وقتي اينشتين به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي که مادر وي تصور مي کرد، فرزندش ناقص است، اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

    2) او خيلي دير زبان باز کرد: يکي ديگر از مشهورترين جنبه هاي کودکي اينشتين اينست که او خيلي ديرتر از بچه هاي معمولي صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعاي خود اينشتين، او تا سن 3 سالگي حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتي تا سنين بالاتر از 9 سالگي به سختي صحبت مي کرد. به دليل پيشرفت کند کلامي اينشتين، و گرايش او به بي توجهي به هر موضوعي که در مدرسه برايش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردي که برايش جالب بودند باعث شده بود که برخي همچون خدمه منزل اينشتين او را کند ذهن بدانند.

    3) حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود نبود: مطمئنا اينشتين مي توانسته کتاب هاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ کند، اما براي به يادآوري چيزهاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يکي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشکاري، مختص دانستن آن تولد براي بچه هاي کوچک بود.

    4) او از داستان هاي علمي تخيلي متنفر بود: اينشتين از داستان هاي تخيلي بيزار بود. زيرا که احساس مي کرد، آنها باعث تغيير درک عامه مردم از علم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيزهايي که حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند مي دهد. به بيان او; «من هرگز در مورد آينده فکر نمي کنم، زيرا که آن به زودي مي آيد.»

    5) او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد: در سال1895م، در سن 17سالگي، اينشتين که قطعا يکي از بزرگترين نوابغي است، که تاکنون متولد شده، در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تکنيک سوييس رد شد. در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد. وقتي که بعدها از او در اين رابطه سوال شد; او گفت: آنها بي نهايت کسل کننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي کرد.

    6) او فقط يک بار رانندگي کرد: اينشتين براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينانش کمک مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين او را هدايت مي کرد، بلکه هميشه در طول سخنراني ها در ميان، شنوندگان حضور داشت. اينشتين، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي کرد. يک روز انيشتن در حاليکه در راه دانشگاه بود، با صداي بلند در ماشين پرسيد: چه کسي احساس خستگي مي کند؟ راننده اش پيشنهاد داد که آنها جايشان را عوض کنند و او جاي انيشتن سخنراني کند، سپس اينشتين بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند. عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود. اينشتين تنها در يک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي که وقتي براي سخنراني داشت، کسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد. او قبول کرد، اما کمي ترديد در مورد اينکه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت. به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور اينشتين درست از آب در آمد. دانشجويان در پايان سخنراني اينشتين جعلي شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در اين حين راننده باهوش گفت: سوالات بقدري ساده هستند که حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد و سپس اينشتين از ميان حضار برخواست و به راحتي به سوالات پاسخ داد، به حدي که باعث شگفتي حضار شد.

  • نيكي‌كردن براي سلامتي مفيد است!

    احترام گذاشتن به يك رهگذر، دادن جاي خود به خانمي سالخورده داخل اتوبوس، لبخند زدن به همسايه و... مهرباني به صفتي كمياب تبديل شده است؛ ويژگي‌اي كه براي آن ارزش خيلي زيادي قائل هستيم.
    اما آيا مي‌دانستيد كه نيكي كردن سبب مي‌شود كه احساس خوبي در شما به‌وجود آيد و حتي با اين عمل در حق خودتان خوبي مي‌كنيد؟ عجيبه نه؟ و با اين حال...

    جالب است بدانيد كه مهرباني به مرور زمان چقدر بار معنايي تحقيرآميزي به‌خود گرفته است. وقتي مي‌گوييم « او آدم مهرباني است»، در واقع مي‌توان مترادف‌هاي چون «هالو»، «ضعيف»، «بدون قاطعيت» يا حتي «فاقد ذكاوت» و«عاري از حس انتقادي» را برداشت كرد. با اين حال نيكي كردن بدون ريا و تظاهر و بدون هيچ چشمداشتي بزرگ‌ترين فضيلت به شمار مي‌رود. اين فضيلت حتي مي‌تواند شما را سالم و سرحال نگهدارد. به همين دليل تا جايي كه مي‌توانيد نيكي كنيد!

    مهرباني همان خوشبختي است

    بنا به تحقيقي كه در ژاپن روي 175 نفر انجام شده پرسشنامه‌هايي را در اختيار افراد قرار دادند تا از اين طريق به دقت بسنجند تا چه اندازه‌اي نيكي كردن در انگيزه، رفتار و زندگي روزانه آنان نقش دارد. در عين حال‌، از شركت‌كنندگان خواسته شد تا 10 واقعه‌اي كه اخيرا احساس عميقي در آنان به‌وجود آورده و منبع استرس و يا بر عكس شادي بوده است ‌را توصيف كنند.

    در آخر، برداشت شخصي اين افراد از خوشبختي به كمك مقياسي كه در نظر گرفته بودند ارزيابي شد و بنا به آن مقياس افراد را به دو گروه تقسيم كردند: گروه اول شامل 81‌نفري مي‌شد كه احساس خوشبختي مي‌كردند و در گروه دوم 94‌نفر قرار داشتند كه كمتر از گروه اول احساس خوشبختي مي‌كردند.

    نتيجه به دست آمده حاكي از آن است كه افرادي كه در زندگي روزانه‌شان مهربان‌تر هستند و انگيزه، رفتار و عملكرد روزانه‌شان بر پايه مهرباني و عطوفت است، همان افرادي هستند كه خود را خوشبخت‌تر از ديگران مي‌دانند. اين افراد همچنين وقايع شادي آور بيشتري را در زندگي تجربه مي‌كنند. از اين‌رو نيكي و محبت نه تنها براي اطرافيان خوشايند است بلكه براي خود فرد نيز منبع نشاط است.

    داروي ضد‌استرس

    مطالعات متعدد در اين زمينه حاكي از آن است كه محبت‌ اثرات مثبتي برتوليد سروتونين در مغز دارد. سروتونين ناقل شيميايي است كه احساسات را متعادل كرده و كمبود آن موجب اضطراب، تشويش و افسردگي مي‌شود. نقش اكثر داروهاي ضد‌استرس آن است كه به‌طور شيميايي موجب تحريك و توليد سروتونين مي‌شوند تا علائم اندوه و دلتنگي را فرونشانند. همانطور كه دكتر وين دير، روانشناس و مولف كتاب « قدرت نيت» خاطر نشان مي‌كند‌: عمل نيك هر چند ساده نه تنها در فرد نيكوكار بلكه در شخص ذي‌نفع نيز، موجب تحريك و توليد سروتونين مي‌شود.

    نكته جالب‌تر آن است كه همين پديده در مغز اطرافيان و افرادي كه شاهد عمل نيك هستند نيز روي مي‌دهد! نيكي كردن تاثير مفيدي بر خلق و خوي فرد نيكوكار، شخص ذي‌نفع و حتي فردي كه تنها شاهد اين عمل بوده است و خلاصه همه افرادي كه با آن در ارتباط هستند مي‌گذارد. به همين دليل تا جايي كه مي‌توانيد نيكي كنيد!

    زماني كه نيكي مي‌كنيد در حقيقت در حق خودتان خوبي مي‌كنيد. محبت و از خودگذشتگي موجب آرامش ذهن و مايه خشنودي است. زماني كه خود را نسبت به ديگران با محبت، خيرخواه و دست و دلباز نشان مي‌دهيد، لذت خاصي به شما دست مي‌دهد. اين در حالي است كه لذت و خوشي موجب كاهش ترشح كورتيزول، يكي از هورمون‌هاي استرس، مي‌شود. از اين گذشته، به همين دليل است كه هانس سلي، متخصص غدد و پيشگام در شرح پديده استرس، نيكي كردن را سفارش كرده و از آن به «از‌خودگذشتگي خودخواهانه‌» ياد مي‌كند. به عبارتي ديگر، براي آنكه احساس خوبي داشته باشيد، عمل نيك انجام دهيد.

    بهترين اعتماد به نفس

    از نظر منطقي، چنانچه مهرباني موجب خوشحالي بيشتر انسان شود و از افسردگي و استرس او بكاهد، همچنين مي‌بايست سبب شود تا قضاوت بهتري در مورد خودمان داشته باشيم. براي پي بردن به درستي اين موضوع، سونيا ليوبوميرسكي‌، روانشناس دانشگاه استنفورد دانشجويان را به دو گروه تقسيم كرد و از نيمي از آنان خواست تا به‌مدت 10‌هفته، اعمال نيكي چون احترام گذاشتن به ديگران، كمك كردن در شستن ظرف‌ها و غيره انجام دهند. در آخر هفته مشخص شد افرادي كه به‌طور مرتب اعمال نيك انجام داده بودند در مقايسه با افرادي كه هيچ عمل نيكي از آنان سر نزده بود، خلق و خوي بهتري داشتند و بهترين تصوير را از خود در ذهن داشتند.

    مراقب مهرباني‌هاي كاذب باشيد!

    يكي از استادان دانشگاه فرنچفورت، طي 2 سال واكنش 4000 نفر از اپراتورهايي را كه در يك مركز تلفن مشغول به كار بودند را مورد مطالعه قرار داد. آن دسته از اپراتورهايي كه مجبور بودند به هر جور مخاطبي با مهرباني پاسخگو باشند، بعد از كار استرس بيشتري داشتند، ضربان قلبشان تا مدت زمان زيادي تند مي‌ماند و احتمال افسردگي در آنان بيشتر بود.
    از اين حكايت مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه مهرباني خوب است اما تظاهر به مهرباني براي سلامتي زيان آور است.

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
17 مطلب